در چه مواردي و با چه كسي نبايد ازدواج كرد

سرویس خانواده جوان ایرانی به نقل از راسخون؛ بخش شوق جوانی:

 در چه مواردي و با چه كسي نبايد ازدواج كرد


 

نويسندگان:
دکتر سيد اصغر ساداتيان
دکتر ماهيار آذر





 

مجرد ماندن صدها برابر برتر از ازدواج غلط است.
اگرچه ازدواج و تشكيل خانواده بهترين و متعالي ترين شكل پيوند رابطه زن و مرد است و يكي از راههاي رسيدن به خوشبختي، سعادت و كمال است اما اين امر ميسر نخواهد شد مگر اينكه دست به انتخابي درست زد. ازدواج غلط نه تنها به فرد بلكه به خانواده ها و جامعه صدمات بسيار سنگين و گاهي جبران ناپذيري مي زند و اين در حالي است كه با اندكي صرف وقت و مطالعه و مسئوليت پذيري و واقع بيني مي توان حداقل بيش از 90% موارد انتخابهاي غلطي را كه غالباً به طلاق منجر مي شود، جلوگيري نمود.

از ازدواج با افراد زير جداً خودداري كنيد

(البته اگر قصد ازدواج بر پايه عشق محبت و رسيدن به خرسندي و خشنودي در زندگي داريد و نمي خواهيد بر اساس شانس عمل كنيد).

* فرد با هر نوع اختلال شخصيتي (مگر اينكه خود را درمان كرده باشد)‌(به فصل 3 مراجعه كنيد)
* فرد با هر نوع بيماري رواني (مگر اينكه تحت درمان كامل بوده باشد)
* فردي كه به خاطر شما دست به خودكشي زده باشد يا تهديد به آن كند (او به يك روانشناس و روانپزشك نياز دارد تا شما)
* كسي كه مسائل مهم را از شما كتمان كرده باشد و يا دروغ (هاي) مهمي گفته باشد (حتي اگر تا حد مرگ دوستش داشته باشيد يا شما را به ظاهر دوست داشته باشد).
* فرد عصبي مزاج و خشمگين، پرخاشگر و بد دهن (مگر اينكه با كمك تخصصي خود را معالجه كرده باشد)
* فرد كنترل كننده
* فردي كه به خاطر شما از زندگي قبلي اش خارج شده باشد.
* فرد ناامن و بدبين (مگر اينكه با كمك تخصصي بهبود يابد)
* فرد با اختلاف سني 20 سال (و ترجيحاً بيش از 10 سال)
* فرديكه كشش و ميل جنسي به او نداريد.
* فرديكه اختلاف اعتقادي مذهبي (و تا حدي نژادي و فرهنگي) بارز با شما دارد.
* كسي كه حداقل يكي دو دوست صميمي ندارد (نه دوست ساده و معمولي)
* فرد معتاد (به مواد مخدر، قمار، بازيهاي كامپيوتري و...)

نكته: احتمال شكست در هر يك از موارد فوق بيش از 90 درصد خواهد بود.

زنگ خطرها و علائم هشدار دهنده

وجود هر يك از موارد زير زنگ خطري براي انتخاب نامناسب بوده و توصيه مي شود قبل از ازدواج به كمك يك مشاور متخصص و با تجربه اشكالات موجود را اصلاح كرده و آنگاه تصميم نهايي را گرفت:

* اگر هر يك از شما بطور دائم و جدي مي پرسيد: « منو دوست داري؟؛ آيا واقعاً برات مهم هستم؟ » چنين افرادي داراي حرمت نفس بسيار پايين (و گاهي برخي از اختلالات شخصيتي) بوده و هيچ چيز باعث اطمينان خاطر آنها نخواهد شد مگر اينكه حرمت نفس خود را پرورش دهند.
* اگر در دوران آشنايي و نامزدي بيشتر اوقاتي را كه با هم هستيد به كشمكش و جر و بحث بدون رسيدن به نتيجه، حل مسئله و يا تفاهم و توافق مي گذرد شما داراي رابطه عشق و نفرت (love -hate relationship) بوده و بعد از ازدواج فشار و استرس وارده بيشتر و اختلافات و مشاجرات شما بدتر خواهد شد.
* اگر شما با برخي از ويژگيها و خصيصه هاي پدر و مادرتان مشكل داريد و نامزد شما نيز همان ويژگيها را (با شدت و ضعف متفاوت) دارد. اگر شدت اذيت و آزار اين ويژگيها در مورد والدين تان به شما نمره 10 باشد، در مورد نامزدتان (در زمان زندگي اشتراكي) نمره ي 20 خواهد شد و حتماً قادر به تحمل آن نخواهيد بود.
* اگر نامزدتان از نظر شخصيتي بسيار شبيه پدر يا مادرتان باشد (و حتي پدر يا مادرتان را در ذهن تان تداعي كند). در اين حالت كمي بيشتر دقت كنيد كه آيا نامزدتان براي شما بيشتر به صورت يك خواهر يا برادر بزرگتر به نظر نمي رسد؟ آيا او همچون پدر يا مادرتان پند و اندرز، بكن و نكن و كنترل كردن ندارد؟ آيا او آنچه را كه پدر/مادرتان در آن قصور و كوتاهي كردند، براي شما تأمين و برآورده نمي كند؟ اگر اين چنين است رابطه شما رابطه پدري مادري و فرزندي (ولي هم سن) است و ازدواج موفق رابطه دو انسان تقريباً كامل، بالغ و برابر است نه پدر/مادر و فرزند (در اين حالت شما بايستي با مطالعه و كمك مشاور ابتدا گذشته بد خود را كشته و به خاك بسپاريد و آمادگي هاي لازم از جمله افزايش حرمت نفس را بدست آوريد و نامزدتان نيز اصلاحات زيادي در خود بوجود آورد و دست از پدري يا مادري بردارد و آنگاه كه به اين مرحله رسيديد، تصميم نهايي خود را بگيريد).
* اگر در طول مدت آشنايي و نامزدي چيزهايي پيش مي آيد كه شما را مأيوس مي كند ولي شما دائم به خود مي گوييد كه اشكالي ندارد با ازدواج بسياري از چيزها بهتر خواهد شد. خير! مسائل و مشكلات جدي حل و اصلاح نشده با ازدواج بدتر مي شوند، نه بهتر.
* اگر نامزدتان علايق و فعاليتهاي شما را تأييد مي كند (حرف) ولي بعداً انتقاد مي كند (عمل) كه شما وقتي زيادي براي آن موضوع و مورد صرف مي كنيد. اين مورد يكي از نمونه هاي تفاوت گفتار و عمل است (صداي عمل بلندتر از گفتار است). اگر شما از احساسات و افكار و مقاصد واقعي طرفتان مطمئن نيستيد، به رفتار او توجه كنيد نه گفتارش. و اگر آنها با هم همخواني نداشتند، در ازدواج با چنين فردي تعلل كنيد.
* اگر از كسي خوشتان آمد و به اصطلاح شيفته او شديد ولي نتوانستيد به معني واقعي حداقل پنج ويژگي خوب و مثبت و پنج ويژگي منفي و نامطلوب او را مشخص كنيد و دليل و توضيح كافي و منطقي براي آنها داشته باشيد، مراقب باشيد كه شما شيفته او شده ايد نه عاشق او (در اين حالت زود بله را نگوييد و به خود فرصت دهيد تا يكديگر را بهتر بشناسيد).
* اگر مدتي پس از آشنايي، يك روز كامل را در منزل با هم بوده و بدون تماشاي تلويزيون و استفاده از كامپيوتر (و بدون معاشقه يا ارتباط جنسي) حوصله تان سر رفته است. به نظر خنده دار مي رسد؟! اما حال تمامي تفريحات و سرگرمي هاي مشترك تان، روابط اجتماعي (از جمله دوستان) و غيره را كنار بگذاريد و آنگاه از خودتان بپرسيد آيا او را واقعاً مي شناسيد؟ مجذوب چه چيزهاي او شده ايد؟ آيا چيزي براي گفتن و به مشاركت گذاشتن و گذراندن اوقاتتان با او بخوبي داريد؟ اگر اين چنين بود آنگاه مواهب و امكانات زندگي، شيريني رابطه تان را دو چندان خواهد كرد و در غير اين صورت رابطه تان به حكم بيمار نزديك به موت خواهد بود كه فقط به كمك دارو و دستگاههاي مختلف زنده خواهد ماند.
* مدت زمان كمي از رابطه قبلي شكسته خورده، گذشته است. پايان هر نوع رابطه جدي (بدليل اختلاف يا در اثر مرگ) براي مدتها با خود درد و رنج به همراه خواهد داشت و رابطه يا ازدواج در اين شرايط حكم دارو را دارد و نه غذا (و پس از رفع درد و رنج ديگر فرد دارو را كنار خواهد گذاشت). اين افراد نياز به يك مشاور يا روانشناس باتجربه دارند تا بتوانند به حالت عادي بازگردند و چنين مسئله اي نيز زمان بر است. به همين دليل توصيه مي شود افراد حداقل براي 6 ماه (و ترجيحاً يكسال) پس از ختم يك رابطه جدي وارد هيچ نوع رابطه احساسي عاطفي جديدي نشوند (حتي اگر در اثر فوت ديگري باشد).
* فرد معتادي كه مرحله نقاهت را پشت سر نگذاشته باشد. اعتياد فقط عادت به مصرف مواد مخدر محسوب نمي شود بلكه مصرف الكل، زياده روي در سكس، پرخوري، پركاري، قمار، ولخرجي، زياده روي در ورزش و يا حتي بازيهاي كامپيوتري يا وابستگي به كامپيوتر جزو اعتياد به شمار مي روند و تا زمانيكه فرد كمك تخصصي دريافت نكرده باشد و شش ماه تا يكسال از ترك آنها نگذشته باشد و ثابت نكرده باشد كه ترك كرده است، به قول او اكتفا نكنيد و در ازدواج با او تعلل كنيد (مورد ديگري از توجه به عمل و نه حرف).
* اگر دو نفر شما كاملاً مخالف و در دو نقطه مقابل هم قرار داريد. اگرچه تضادها در ابتدا جالب و جذاب به نظر مي رسند ولي پس از ازدواج بلاي جان هم خواهند شد (مثلاً‌ در ديد فرد مقابل يك فرد مقتصد پس از ازدواج به يك فردي كاملاً خسيس و يك فرد دست و دل باز به يك فرد كاملاً ولخرج تبديل خواهد شد). در اين موارد اگر دو نفر واقعاً يكديگر را دوست دارند و به هم علاقمند شده اند و مي خواهند رابطه شان به يك سرانجام خوبي ختم شود بايستي قبل از ازدواج به كمك يك مشاوره خوب آن ويژگيهاي شخصيتي ناسالم (ولي هرچند طبيعي) را اصلاح كنند تا به هم نزديك شوند.
* اگر مرد فردي شديداً آرام و كم صحبت و يا كاملاً مطيع باشد (به اصطلاح حرف گوش كن باشد). چنين ويژگي معمولاً دلايل ناسالمي همچون كودك آزاري، اعتياد والدين، حرمت نفس پايين و يا بي احساسي عاطفي دارد و اين مسئله در زندگي اشتراكي برايتان تحمل ناپذير خواهد شد.
* اگر زن فردي كمال پرست باشد (خرده بين، ايرادگير، سخت گير، رفتارهايي در حد وسواس، پرتوقع، مضطرب، موفق، بسيار جدي، بسيار منظم، انعطاف ناپذير و...).
* اگر نازمزدتان خصيصه هايي دارد كه تحملش براي شما سخت باشد (مثلاً پوشش، آرايش و...) و شما بدليل ترس از ناراحت شدن او، اظهارنظر و عقيده نمي كنيد. اگرچه در اين مرحله شما ممكن است تحمل كنيد ولي پس از ازدواج تقريباً غيرممكن و دردسرساز خواهد شد.
* اگر احساس مي كنيد به كرات مورد بازيچه قرار گرفته ايد. افراد بازيچه گر (manipulative) افرادي رياكار (خودآگاه يا ناخودآگاه) و خودخواهي هستند كه براي رسيدن به خواسته و هدفشان از هر حقه و حيله اي استفاده مي كنند (دادن احساس گناه به طرف مقابل، برانگيختن، سوء استفاده از احساسات،‌ تحقير، سرزنش و...)(به زبان ساده، با پنبه سر مي برند).
* اگر طرفتان خصوصيات فرد خودشيفته را دارد.
* اگر طرفتان حتي سر چيزهاي ساده و جزئي نيز واكنش شديد نشان مي دهد (و ديگران نيز اين را تأييد مي كنند). اين مي تواند يكي از نشانه هاي فرد عصبي (neurotic) باشد (به فصل 3 و 9 مراجعه كنيد).
* اگر شديداً و واقعاً‌ احساس تنهايي مي كنيد. احساس تنهايي (و نه تنها بودن) از نشانه هاي مهم، اصلي و ثابت افسردگي است. در اين حالت شما به يك دوست يا حيوان دست آموز و روانشناس نياز داريد و نه همسر.
* اگر چندين بار رابطه تان به هم خورده است و مجدداً به هم بازگشته ايد. در اين حالت تا زمانيكه مشاوره تخصصي نگرفته ايد فكر ازدواج را از سرتان بيرون كنيد.
* اگر نظر و حس تان نسبت به طرف مقابل از زماني به زماني ديگر شديداً در تغيير است. حتماً مشاوره تخصصي دريافت كنيد.
* اگر براي رفع نواقص و كمبودهايتان و يا رسيدن به اهدافتان قصد ازدواج داريد. ابتدا خود را كامل كنيد،‌ بعد ازدواج .

* اگر در يك رابطه برابر قرار نداريد. نشانه هاي رابطه نابرابر عبارتند از:

ــ در تصميم گيريهاي مشترك عقايد و نظرات او مهمتر از نظرات و عقايد شما باشد (و يا برعكس).
ــ در موضوعاتي كه بر روي آن اتفاق نظر نداريد او يا شما بندرت سازش و مصالحه مي كنيد (اكثراً يكي از شماها بايستي بپذيرد).
ــ در بيشتر مباحثات و كشمكش ها او يا شما برنده هستيد.
ــ در تصميم گيريها در مورد موضوعات مهم زندگي (محل زندگي، روش پيشگيري از حاملگي و...) او يا شما بيشتر تصميمات را بگيرد.
ــ تقريباً هميشه نيازها و احتياجات او مقدم بر نيازها و احتياجات شما باشد، يا برعكس.
ــ متوجه مي شويد كه براي فيصله يافتن قضيه عموماً شما بايستي كوتاه بياييد و تسليم شويد و يا برعكس.

نكته: حتي اگر در تمامي موارد فوق بطور منطقي و عقلاني حق با طرف مقابل تان باشد باز هم نمايانگر اشكال (عدم برابري) در رابطه است و در اين حالت شما بايستي از طريق مطالعه، آگاهي و كاركردن خود را به سطح بالاتري برسانيد (رابطه استاد و شاگردي فقط براي سركلاس خوب است نه براي زندگي اشتراكي).
* اگر حرمت نفس يكي از طرفين (و يا هر دو) شديداً صدمه ديده باشد.
* زماني كه با هم بيرون مي رويد دائم مواظب و نگران رفتار، حركات، گفتار و يا پوشش خود هستيد تا احساس برابري و تناسب كنيد و يا او ناراحت نشود. به عبارت ساده تر، بجز تفاوت مختصر اگر نمي توانيد با نامزدتان همان فردي باشيد كه با دوستان هم جنس خود هستيد (يعني خود واقعي تان نباشيد) شما سنخيت و صميميت چنداني با هم نداريد.
* اگر معتقديد كه حتماً بايستي مرد از زن تقاضاي ازدواج و خواستگاري كند.
توجه: اگر هيچ يك از موارد فوق در مورد هر دوي شما صدق نمي كند، و به هم علاقه منديد بدون هيچ درنگي تاريخ مراسم عروسي خود را مشخص كنيد (مبارك باد!)(البته مطالعه كتاب « مسائل و مشكلات زناشويي و راه كارها » فراموش نشود!)
منبع مقاله :
ساداتيان، اصغر؛ آذر، ماهيار؛ (1389) آمادگي و شرايط لازم براي ازدواج، تهران: ما و شما، چاپ اول.



 

 


کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه